دلایل مقاومت افراد در برابر تغییر

ارسال شده در: دسته‌بندی نشده | 0
ده دلیل زیر، به بهترین وجه توصیف کننده‌ی برخی دلایل معمولی است که برخی کارمندان زمان سختی را برای تغییر اعمال و ساختارهای ذهن‌شان می‌گذراند:

 

۱- ترس از شکست.
یکی از دلایل مقاومت کارمند در برابر تغییر، ریشه در ترس دارد. طی زمان تغییر، یک کارمند ممکن است احساس نیاز به رها نکردن گذشته کند چون دوره‌ی امن‌تر و قابل پیشبینی‌تری بوده است.

 

۲- بنده‌ی عادت.
انجام کارها طبق روال همیشگی و روشی قابل پیش‌بینی آسان است. درخواست کردن از مردم برای تغییر نحوه‌ی عملکرد یا طرز فکرشان نیاز به این دارد که آن‌ها خارج از منطقه‌ی آسایش‌شان حرکت کنند. “ما همیشه همین طوری کار کردیم، پس چرا باید تغییرش دهیم؟” شعار اعتراض افرادی است که به سختی روش‌های معمول‌شان را تغییر می‌دهند.

 

۳- تغییر، نیازی بدیهی نیست.
“اگر تمام مدت این روش جواب داده است، و خوب کار کرده است، چه نیازی به تغییر است؟” مانند عبارت قدیمی‌ای که می‌گفت: “اگر خراب نشده چرا درستش کنیم؟”، کارمندان یک سازمان ممکن است تغییر را فقط از دیدگاه تأثیری که بر آن‌ها و شغل خاص‌شان دارد، ببینند.

 

۴- از دست دادن کنترل.
کارمندانی که با روش‌های معمول آشنا به آن‌ها کار می‌کنند، حسی از کنترل روی محیط کاری‌شان را در خود رشد می‌دهند. آن ها می‌دانند چه چیز کار می‌کند و چه چیز کار نمی‌کند. بنابراین، آن‌ها نسبت به مشارکت خود در سازمان مطمئن هستند. برای برخی کارمندان، درخواست به تغییر عملکردشان، احساس ناتوانی و سردرگمی را در دوران انتقال به وجود می‌آورد.

 

۵- نگرانی درباره سیستم حمایتی.
کارمندانی که با روش‌های معمول قابل پیشبینی کار می‌کنند، می‌دانند که سیستم حمایتی‌شان، در دوران‌های دارای چالش از آن‌ها حمایت می‌کند. زمانی که ساختارها و سیستم‌های سازمانی تغییر می‌کنند، برخی کارمندان ممکن است در برابر تغییر مقاومت نشان دهند چون به سیستم حمایتی‌شان اعتماد ندارند.

 

۶- فکر بسته.
به دلایل مختلف، برخی کارمندان ظاهراً با این نگرش به تمام تغییرات نزدیک می‌شوند: “خواهش می‌کنم با اسناد حمایتی یا اطلاعات بیشتر درباره‌ی این تغییر مطرح شده یا مورد نیاز، من را گیج نکنید _من از قبل تصمیم‌ام را گرفته‌ام!”

 

۷- بی‌علاقگی به یادگیری.
برخی کارمندانی که در امتحان کردن روش‌های جدید تعلل می‌کنند، مقاومت‌شان را با بی‌علاقگی به یادگیری چیزی جدید بیان می‌کنند، آن‌ها ممکن است بگویند، “من همین حالا تمام چیزی را که باید بدانم می‌دانم”، یا “من نیازی به دانستن آن ندارم!”

 

۸- ترس از این که تغییر ممکن است بهتر نباشد.
چنانچه کارها خوب انجام می‌شود، دلیل مقاومت برخی کارمندان این است که می‌ترسند آن تغییر منجر به پیشرفت نشود. آن‌ها فقط با در نظر گرفتن عملکرد بخش خودشان، نمی‌توانند تشخیص دهند که تغییر برای این که سازمان در رقابت باقی بماند لازم است.

 

۹- ترس از نادانسته‌ها.
کارمندان ممکن است در برابر تغییری در سازمان مقاومت کنند چون آن تغییر برایشان ناآشنا است. وقتی آن‌ها آگاهی کمی نسبت به جزئیات تغییر دارند، به بدترین سناریو در مورد آن فکر می‌کنند، سناریویی که می‌تواند خیلی ترسناک باشد. آن‌ها به جای این که بیشتر بیاموزند، اجازه می‌دهند ترس‌شان از نادانسته‌ها، دلیل‌شان برای فرصت ندادن به تغییر شود.

 

۱۰- ترس از تأثیر شخصی.
برخی کارمندانی که تغییر را از جایگاهی شخصی می‌بینند، ممکن است با این سوال پاسخ دهند که این تغییر به طور مستقیم چه مزایایی برای آن‌ها خواهد داشت. آیا کارشان را آسان‌تر خواهد کرد؟ آیا باید سخت‌تر کار کنند؟ آیا تغییر، امنیت شغلی‌شان را به خطر خواهد انداخت؟ آیا تغییر، آن‌ها را مجبور خواهد کرد تا با افراد متفاوتی کار کنند یا کار جدید یاد بگیرند؟ این‌ها همه عکس العمل‌های ابتدایی است که سرپرستان ممکن است در زمان اعلام تغییری سازمانی به کارمندان، تجربه کنند.

 

منبع: کتاب مهارت‌های رهبری
مطالب جامع‌تر در دوره‌های MBA و DBA مدرسه کسب و کار مشاوران

ارسال پاسخ